تبلیغات
شور عشق - باغبان غمگین شده از دست باغ
 
شور عشق
درباره وبلاگ


حس و حال درونی یك عاشق در طریق معرفت

مدیر وبلاگ : *** ***
مطالب اخیر
نویسندگان

باغبان غمگین شده از دست باغ

می خورد افسوس بر عمری كه داد

باغبان بر باد بیند عمر خویش

كوشش رنجی كه زائد دید و بیش

یادش آید آن زمان كه خاك بود

باغ او ، نی چنار وتاك بود

با دو دست خویش كاوید این زمین

بس عرق می ریخت از روی جبین

سنگ را می چید از خاك و زمین

تا بروید آن گیاه مه جبین

یك تنه نهری برای آب كند

آن گیاه هرزه را بی تاب كند

خاك را با كودها قوت بداد

تا سمومی كشت آفات زیاد

در نهایت كاشت بذری را به خاك

از گل و سرو، چنار و بید وتاك

روزها در انتظار رویشی

با امید و با تلاش و كوششی

سالها بگذشت او پی گیر كار

یك ، دو گل روید او در انتظار

دانه گویا ترس دارد از بلوغ

در شكفتن از رها گشتن ز یوق

دانۀ كوچك ، اگر ترسی ز نور

می شوی چند دیگر اطعام مور

باغبان شاد غمگین گشته بود

دانۀ آن گوشه اشكش دیده بود

دانۀ كوچك درون فكر خویش

قصه ای پرورد تا مرهم شود برقلب ریش

او تصور كرد فردا را چونین

دانه های خفته رویند از زمین

پر شده این باغ خالی از حیات

از گل و از سبزه و سرو و نبات

او تصور كرد آید باغبان

باغ را بیند شود او شادمان

باغبان مهربان و نازنین

دانه های خفته ایم و دل غمین

بی تحرك مانده ایم اندرنهان

منتظر بر یاری از دیگران

منتظر بر فرصتی بس بهتریم

تا كه خورشید جهان را بنگریم

هان مشو نومید ای پیر مراد

باشدت امید تا روید نبات

باشدت امید تا در باغ سبز

مرغزاری بنگری بی حد و مرز

باشدت امید تا روح القدس

مردگان را جان ببخشد چون نخست

باشدت امید تا در باغ تو

بلبلان خوانند آوازی ز نو

باشدت امید تا آید بهار

با رضایت سوی تو آید نگار

باشدت امید چون خوابی شوی

صبح بینی باغ را چون گلشنی

گر نروید دانه اندر خاك باغ

می شود قوتی برای مرغ و زاغ

چون كه سر آرد برون از خاك سست

بلبل خوش شود شیدا نخست

باغبانم خسته از این كار نیست

خسته از این كوشش تكرار نیست

او بخواهد تا كه روید این نبات

تا ببیند جلوه های آن صفات

خاك تیره كه مجال ماندن است

كی ركود یأس را بالیدن است

باید از این خاك آرم سر برون

لطف خلاقی ببینم بس فزون

او خورد افسوس از بهر من ای

گر نباشد رویش و رویدن ای

ورنه او را فرصتی بس دیگر است

دانه ها وبذرهایی دیگر است

دانه هایی پر زشوق پر امید

خرمی كه می دهند براو نوید

لیك اما باغبان مهربان

می دهند فرصت بدین بذر جوان

تا كه شاید سر برون آرد ز خاك

تا ببینند عاشقان سینه چاك

آخر این قصه هر چیزی كه هست

باغبان را زحمتی بسیار هست

رنج ها دیدست و نبیند بعد از این

تا بروید یك گیاهی از زمین

كاش آن دانه بداند رنج او

كاش او داند كه باشد گنج او

كاش ها وكاش ها و كاش ها

قصه ای باشد همی بی انتها

 



نوع مطلب : مولا علی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی