تبلیغات
شور عشق
 
شور عشق
درباره وبلاگ


حس و حال درونی یك عاشق در طریق معرفت

مدیر وبلاگ : *** ***
نویسندگان
سه شنبه 10 بهمن 1391

به نام آن كه جانم در ید اوست                    به نام آن كه قلبم منزل اوست

به نام آنكه هر چیزی و هر كس                    همه پنهان و روشن مظهر اوست

به نام آن كه معشوق است و عاشق            زمین و آسمان در حیطه ی اوست

تلاطم های قلبم بهر عشق است                تمام نغمه اش یا هو یا هو است

به كردارم همه آگاه باشد                           ولی ستار بر عیب است معشوق

دلم لبریز گشته بر لقایش                          همه افسار قلبم در كف اوست

پر پرواز با عشقش میسر                           كنم پرواز در كویش چو ققنوس

شود آیا كه من از شوق رویش                    كنم جان را نثار مقدم دوست

بگیر ای ابر رحمت دست من را                   كه پای لنگ را منزل بود دور 

نوع مطلب : مناجات با پروردگار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

یا علی موسی الرضا ای شاه والا السلام

ای انیس انس و جان ای میر و مولا السلام

معنی و مقصود آیات خدایی یا رضا

مظهر عالی و شمس الضحی یا رضا

آفتاب بی زوال و بی غروبی یا رضا

كامل و خالی ز هر نقص و عیوبی یا رضا

رستم دستان بدان نیرو و شور

وقت جنگش از تو خواهد فیض و زور

ابن قیس از راه صحرای جنون

می كند حس لیلی و آید سویت با چشم خون

تو همان سیمرغ عطار منی

محتشم والا و نیكو منظری

من همان آهوی دربند توام

تو همان آقای دلبند منی

منم از دخیلای پنجره ات

از كبوتر ای خیل حرمت

تو همون شاه خراسان منی

شاهد عشق و تولای منی

تو همونی كه پیشت شاه و گدا فرق نداره

سكه زرق و ریا پیش چشات برق نداره

تو همونی كه كنی مرده رو ، زنده با نگات

حضرت موسی و عیسی شدن از نگهبونا و خادمات

تو همان شاخه ی طوبای علی

چشمه ی عشق خدای ازلی

ششمین نسل ز شاه علوی

پاره ی جسم رسول عربی

مادرت گشته نكو بخت و مسلمان گشته

همسر موسی كاظم شه دوران گشته

از قضا و قدرش كرده خدا لطف عظیم

مادر و جده ی اولاد امامان گشته

قابله گشته بدو مادر موسی ی كلیم

آسیه ، هاجرو مریم به ویش یار و ندیم

آسمان بسته چراغان ز برای قدمت

اختران نور بگیرند ز رو و نظرت

حور خواهد كه طواف تو كند هر شام و سحر

كفتر بام حریمت همه غلمان گشته

ای صبا تحنیت ام بر به سوی شاه نجف

كه رضا شافع و هم شاه خراسان گشته

قاصدك گو ببرد مژده سوی خطه توس

می شوی مركز عشاق و رسی بر پا بوس

 



نوع مطلب : یا علی موسی الرضا ای شاه والا السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 21 آبان 1392

طفلی كه شود جدا ز مادر

گم گردد و خوار گردد و پست

نی دوست شناسد و نه دشمن

آماج طمع شود ز هر كس

آشوب شود درون قلبش

صد چاك شود تمام جانش

گم كرده رهم ز من چه پرسی

آشفته سرم ز من چه دانی

از چیست تلاطمات قلبم

از چیست شكسته حالی من

افسار دلم بدست یار است

جان گم شده ای به روی خاك است

ای مادر مهربان كجایی

دریاب مرا كه پرتو آنی

گنجشك فتاده زآشیانه

افتاده به دامها و دانه

گم كرده مسیر خانه اش را

ترسان شده از صدای گربه

فریا زند كه مادرم كو

آن خانه ی امن و مأمنم كو

آن شاعر پیر خوش بگوید

گم كرده ز اصل ، اصل جوید

در راه رسیدنم به خانه

بس سختی و چاه پیش راهه

مادر تو بیا و دست من گیر

من را برسان به بی كرانه

آغوش نما تو كودكت را

بگذار سرم به روی شانه

آشفتگی مرا تو بنگر

بین قلب مرا هزار پاره

----

یا رب نظری به حال من كن

گم كرده رهم كجاست خانه

معبود به جز تو نیست راهی

پایان نبود بدین فسانه

من خویشتنم به تو سپردم

من را برهان ز دام و دانه

بنگر به ضعیف حالی من

بر جسم و روان و روح پاره


-----

ای كودك رنج دیده من

ای ماه رخت ز غم شده زرد

ای قلب تو از هراس لبریز

مدهوش شده ز بیم و از درد

از بیم عذاب حق بلرزی

چون شاخه گل ز باد سرسخت

از دیده خود سرشك باری

چون گوهر ناب از یكی مشك

ای آهوك رمیده از بند

صیاد به نافه ات طمع كرد

نومید مشو  ز لطف یزدان

بس شكوه مكن ز بند و زندان

این طی طریق هست لازم

تا جوجه شود چو مرغ بالغ

ای جوجه گم شده ز خانه

باز آی بسوی آشیانه

------------

یلداست تمام روز زینب

طولانی و هم سیاه و پر تب

دیگر نبود اثر ز یاران

و از خنده نو گلان خندان

دیگر نبود بزرگ فامیل

او كشته شد است و سوخت بوستان

شب تا به سحر جهان بنالد

از داغ عظیم این بزرگان

آجیلی و شیرینی نذارید

شادی مكنید و خوش بنالید

شد موسم اربعین مولا

پر ناله شد است كل دنیا

چهل روز ندیده یار را یار

پژمرده شد است و گشته افكار

من فال زنم به شعر حافظ

كاین مرغ سحر چنین كند حس

افسوس به لب چرا نباشم

دنیا فسانه ای است از عشق




نوع مطلب : یا حسین ادرکنی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

دو چشم طفل یتیمی به در شده مبهوت

سه روز رفته كه دیگر به خانه قوتی نیست

نگاه كودك بی كس به روی كاسۀ شیر

چراغ خانه ی ام البنین شده بی نور

از آن امانت مادر یكی دگر كم شد

سه روز رفته كه طفلان یتیم‌تر شده اند

سه روز رفته كه گرگان حریص تر شده اند

سه روز رفته كه قلب زمین ترك برداشت

سه روز رفته كه خون گریه می كند عباس

سه روز رفته كه زینب یتیم و بی باباست

سه روز رفته كه دیگر علی نمی آید

سه روز رفته كه جبریل بی قرین گشته

سه روز می گذرد آب ناله می دارد

سه روز می گذرد شاه رفته است انگار

سه روز می گذرد ای خدا سه روز می گذرد  

كه تا، ز در در آید ولی و مركز جود

زچشم طفل یتیمی روان شده صدرود

سرشك باردو گوید خدا كحاست امیر

بقلب جدع سادات غصه گشته نزول

كفن برای حسن مانده دست دخت بتول

دل شكسته پیر زنان شكسته تر شده است

شغال و روبه و كركس عزیزتر شده اند

زمانه از غم مولا هزارها غم داشت

فلك به خرمن آل عبا زده دس داس

سه روز رفته كه چاه علی دگر تنهاست

زغصه های دلش اشكها نمی بارد

دل ستاره گرفت آسمان غمین گشته

به روی شاخه، رطب زارزار می بارد

دگر نیاید و بی او شدست شهرو دیار

سه روز پرغم و دهشت به سوز می گذرد

 



نوع مطلب : مناجات با پروردگار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی